خرید بک لینک
وقتی علت حکمِ رهبری را میrlm;دانیم و خودشان بدان تصریح کرده rlm;اند، همانrlm;گونه که در فقه گاه از فهم علت یا قواعد حاکم بر احکام، به احکامی جدید دست میrlm;یازیم، در اینجا نیز به سادگی در میrlm;یابیم که رهبری دوقطبی و اساساً آن فضا و مناسبات را نمیrlm;خواهند؛ چه از سوی احمدیrlm; نژاد باشد چه غیر او. اساساً مسئله rlm;ی رهبری در اینجا فرد نیست؛ مسئله همان جریان هویتی است. آن جریان هویتی نباید به خطاهای گذشته rlm;اش ادامه دهد.
این نوشته را کسی میrlm;تواند بخواند که آمادگی نقد خویشتن را داشته باشد
توصیه رهبری به احمدی نژاد؛ نقطه عطفی هویتی برای جریان انقلابی/ اصلی rlm;ترین رسالت جریان انقلابی طرح <<گفتمان ایجابی>> است/ این جریان وحدت حول اصول را می خواهد، نه وحدت حول سهمیه rlm;ها
وقتی علت حکمِ رهبری را میrlm;دانیم و خودشان بدان تصریح کرده rlm;اند، همانrlm;گونه که در فقه گاه از فهم علت یا قواعد حاکم بر احکام، به احکامی جدید دست میrlm;یازیم، در اینجا نیز به سادگی در میrlm;یابیم که رهبری دوقطبی و اساساً آن فضا و مناسبات را نمیrlm;خواهند؛ چه از سوی احمدیrlm; نژاد باشد چه غیر او. اساساً مسئله rlm;ی رهبری در اینجا فرد نیست؛ مسئله همان جریان هویتی است. آن جریان هویتی نباید به خطاهای گذشته rlm;اش ادامه دهد.


وقتی علت حکمِ رهبری را میrlm;دانیم و خودشان بدان تصریح کرده rlm;اند، همانrlm;گونه که در فقه گاه از فهم علت یا قواعد حاکم بر احکام، به احکامی جدید دست میrlm;یازیم، در اینجا نیز به سادگی در میrlm;یابیم که رهبری دوقطبی و اساساً آن فضا و مناسبات را نمیrlm;خواهند؛ چه از سوی احمدیrlm; نژاد باشد چه غیر او. اساساً مسئله rlm;ی رهبری در اینجا فرد نیست؛ مسئله همان جریان هویتی است. آن جریان هویتی نباید به خطاهای گذشته rlm;اش ادامه دهد.

اگر گمان کنیم فارغ از 15 سال گذشته، توصیه رهبری به احمدیrlm; نژاد را فهمیده rlm;ایم یا میrlm;توانیم بفهمیم، یقیناً راه به خطا بردهrlm; ایم. مخاطب این توصیه بالواقع نه یک فرد که جریانی هویتی است که با پرچم عدالتخواهی در مقابل جریان محافظهrlm; کار و مسامحهrlm; گرا قبل از سومrlm; تیر نزج میrlm;یابد و در طول این سالrlm;ها با آسیبrlm; های مختلف مواجه میrlm;شود. به عبارت دیگر مخاطب این توصیه همهrlm; ی ما هستیم. احمدیrlm; نژاد، تنها نماینده rlm;ای است برای این جریان و نظیر توصیه رهبری به او را در موارد متعدد میrlm;توان خطاب به جریانات مختلف انقلابی در حوزه، دانشگاه و سیاست در طول این سالrlm;ها مشاهده کرد. از این حیث توصیه معظم rlm;له را باید نقطهrlm; ی پایانی بر آسیبrlm; های جریان هویتیrlm; مان و نقطه شروعی برای تولد جریانی نو قلمداد کرد؛ جریانی که نه مسامحهrlm; گراست و نه عدالتخواهی را با شیوه rlm;ی پیشین جستجو میrlm;کند.

شرح و بسط این مسئله طبعاً ما را به بایسته rlm;های کاندیدای انتخابات آتی نیز رهنمون خواهد شد. در واقع وقتی روشن شد که حضور چه جریان هویتی rlm;ای در انتخابات به صلاح نیست، آنrlm;گاه است که نوبت به این پرسش میrlm;رسد که پس حضور چه جریان و رویکردی به صلاح و بایسته است و کدام جریان هویتی اکنون باید رخ بنماید.

تنها نکته rlm;ای که برای فهم این مهم باید مدنظر قرار گیرد، توجه به این معضل است که جریانات مختلف سیاسی عمدتاً خود را مطلق تلقی میrlm;کنند و بعد بیانات رهبری را میrlm;کوشند با رویکردی که مطلق انگاشته rlm;اند، تطبیق دهند. آنان حتی گاه تا آنجا پیش میrlm;روند که وقتی به عدم تطابقی برمیrlm;خورند، نه در رویکرد و باورهای خود که در رهبری شک میrlm;کنند. این نوشته را کسی میrlm;تواند بخواند که آمادگی نقد خویشتن را داشته باشد. در واقع ما بایست یک بار هم که شده خویش را هم به نقد بنشینیم و در عین حال بعد از کنار گذاشتن تمام آنچه مطلق میrlm;انگاشتیم، ببینیم واقعاً توقع رهبری از ما چیست و ایشان اکنون به سمت کدام جریان هویتی رهنمون میrlm;شوند. اگر ما این نقطه عطف تاریخی را به هر دلیلی نفهمیم یا نتوانیم هضم کنیم، یقیناً مثل بسیاری از گذشتگان که تنها تا مقطعی خاص در کشور واجد اثرِ جدی بودند، به تاریخ خواهیم پیوست.

تفصیل:

در سالrlm;های اصلاحات که از یکسو تجدیدنظرطلبی و تساهل و تسامح در همهrlm; ی امور میدانrlm;دار بود و نوعی شرمنده بودن نسبت به آرمانrlm;ها و ادبیات انقلابی سیطره داشت، با ریل rlm;گذاری rlm;های رهبر انقلاب جریانی نو متولد شد. معظمrlm; له سال 80 را سال "رفتار علوی" نامگذاری کردند تا سیره rlm;ی حکومتی امیرالمؤمنین(ع) از تریبون نماز جمعه تهران توسط ایشان بسط داده شود. ایشان به تفصیل از شاخصهrlm; های رفتار علوی گفتند و با نوعی افسوس تصریح کردند:<<همه rlm;ی كسانى كه امیرالمؤمنین را در حدّ این رفتار حكومتى مى شناسند، از كوتاهى دوران حكومت آن بزرگوار تأسّف مى خورند، به خاطر این است كه اگر این روش در سالrlm; هاى متمادى ادامه پیدا مى كرد، شاید مسیر تاریخِ عالم عوض مى شد. اگر این الگو ادامه پیدا مى كرد و چند سالى در اختیار مردم قرار مى گرفت، شاید سرنوشت بشریت عوض مى شد و این قدرتrlm;هاى متّكى بر فساد و پول و شهوت و زورگویى و بى انصافى - كه در طول تاریخ در دنیا مشاهده شده و سرنوشت بشر را به تاریكى و سیاهى رقم زده اند - به وجود نمى آمدند. در حال حاضر این الگو در مقابل ماست.>>

ایشان توضیح دادند که آنچه مطرح میrlm;کنند با بخشنامه کردن حل شدنی نیست و تبدیل شدن به مطالبهrlm; ی همگانی و گفتمانی نو را میrlm; طلبد. رهبر انقلاب از عدل علی(ع) گفتند و از اینکه "امیرالمؤمنین بین همه rlm;ی آحاد مردم در اعطاى بیت المال تساوى برقرار كرد." معظم rlm;له از سادهrlm; زیستی سخن به میان آوردند:<<در آن نامه rlm;ی معروف به عثمان بن حنیف مى فرماید... أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِrlm; وَ مِنْ طُعْمِهِrlm; بِقُرْصَيْهrlm;. امیرالمؤمنین خوراك و لباس خود را كه شبیه فقیرترین مردم آن روزگار بود، مطرح فرمود و گفت: من كه امام شما هستم، این گونه زندگى مى كنم.>>

این گفتمان rlm;سازی rlm;ها جریانی نو در کشور شکل داد که نه راست بود و محافظهrlm; کار و نه چپ بود و تجدیدنظرطلب. این جریان گفتمانی آرمانrlm;خواهی و عدالتخواهی را جستجو میrlm;کرد. وضعیت به گونه rlm;ای شد که حتی در میان تشکلrlm; های دانشجویی تشکل جداگانه rlm;ای با نام جنبش عدالتخواه تأسیس شد. رهبرانقلاب نیز خطاب به دانشجویان تصریح کردند که لبّ انتظارشان از آنان عدالتخواهی است. رهبر انقلاب در دیدار با شورای شهر و شهردارش تصریح کردند که هیچ امری فوریrlm; تر از خدمت به مردم نیست. در همان سال rlm;ها ماجرای کارتن rlm;خواب rlm;ها رخ داد که در کنار بیrlm; تفاوتیrlm; های مسئولین و در حالی که هر روز تعدادی از کارتن rlm;خوابrlm;ها در سرمای سخت آن روزها جان میrlm;باختند، دانشجویان عدالتخواه مثل یک کارتنrlm; خواب ساده در مقابل نهادهای مختلف خوابیدند و کمی بعد در مسجد هدایت با حضور رحیم rlm;پور ازغدی برای کارتنrlm; خوابrlm;ها مجلس ختم گرفتند. آن روز وضع به گونه rlm;ای بود که یک کارتنrlm; خواب در جمع شبانهrlm; ی دانشجویان و در سرمای آن روزها حاضر شد و با بیانی ساده یاد شهید رجایی را زنده كرد و گفت:<<من به او رأی مثبت دادم. خدایش بیامرزد كه فقرا را درمی یافت و چه خالیست جای او.>> آن روز گفتمانrlm; سازی بالواقع تا پایینrlm; ترین لایهrlm; های جامعه نیز رفته بود. دالّ کانونی دولت نهم را نیز در عرصه rlm;های مختلف سیاست داخلی، خارجی و اقتصاد باید عدالتخواهی تلقی کرد؛ از این رو سزاوار است دولت نهم را دولت عدالتخواه بنامیم.

این جریان هویتی در ادامه rlm;ی مسیرش دچار آسیبrlm; های جدی شد. عملکرد جنبش عدالتخواه به گونه rlm;ای بود که رهبرانقلاب در پیامی خطاب به این جنبش در سال 85 تصریح کردند:<<همهrlm; ی تلاش rlm;ها و اقدام rlm;ها از راه درست و صحيح و متکي به اصول انجام گيرد و مصالح کلي نظام مدنظر باشد.>> ایشان همچنین در پیام دیگری در سال 87 از دانشجویان خواستند تا مراقبت کنند "به نام عدالت طلبی، حرکتی غیر منصفانه از سر جهل یا غفلت انجام نگیرد."

رهبر انقلاب حتی پیشتر و در همان سال 84 به صراحت فرمودند:

<<عدالت طلبی فقط این نیست که انسان شعار عدالت طلبی بدهد؛ نه، باید این را واقعاً بخواهد. عدالت طلبی به این نیست که انسان رودرروی کسی بایستد و بگوید تو عدالت طلب نیستی؛ نه، این، ساز و کار دارد. باید جامعه به نقطه ای برسد که سیاست های عدالت طلبانه در آن طراحی شود و دستگاه اجرایی طوری باشد که سیاست های عدالت طلبانه فرصت عملیاتی شدن و اجرایی شدن پیدا کند.>>

در همین سالrlm;هاست که محمود احمدی rlm;نژاد از اینکه اسامی مفسدان اقتصادی را در اختیار دارد، سخن به میان میrlm;آورد و یک مطالبه rlm;ی جدی از او و سایر مسئولین کشور افشای این اسامی میrlm;شود. جریان انقلابی نیز به کلی در همین فضا سیر میrlm;کند.

کمrlm; کم پدیدهrlm;ای به اسم پالیزدار در کشور پیدا میrlm;شود و این پدیده در فضای گفتمانیِ آن روز در ابتدا مورد استقبال دانشجویان و نه طرد از سوی آنان قرار میrlm;گیرد. این سالrlm;ها همچنین منازعه بر سر دانشگاه آزاد را نیز در خود ثبت کرده است. وقتی رهبر انقلاب خطاب به مسئولین قوه قضائیه از عدم لزوم افشاگری در بسیاری از موارد سخن گفتند، این مسئله برای دانشجویان قابل هضم نبود و درست از همین رو بود که نماینده جنبش عدالتخواه در دیدار دانشجویی با معظمrlm; له در این خصوص سؤال و به بیان دیگر اشکال کرد.

بیانات رهبرانقلاب بسیار مهم بود. ایشان در دیدار با مسئولین قوه قضائیه تصریح کردند:

<<تا وقتی که از طریق قانونی جرم ثابت نشده است، نه در خود قوه، نه در بیرون قوه، نه در تریبونrlm;ها و منبرهای رسمی، نه در وسائل ارتباط جمعی، کسی حق ندارد آبروی یک مسلمانی را ببرد؛ این بسیار مسئله ی مهمی است. بعضی اوقات انسان میrlm;بیند روی قوه ی قضائیه فشار می آورند که آقا افشاء کنید. نه آقا، هیچ لزومی ندارد افشاء کردن... حتّی اگر چنانچه فرض کنیم یک نفری جرمی هم کرده است، این جرم در دادگاه صالح اثبات هم شده است، این شخص به مجازات محکوم هم شده است - فرض کنید رفته زندان - چه لزومی دارد ما اسم او را در روزنامه ها منتشر کنیم تا بچه ی این آدم که دارد مدرسه میرود، دیگر رویش نشود مدرسه برود؟ چه اشکال دارد که این مدتِ زندانش را بگذراند، بیاید بیرون، خودش و خانواده اش زندگی عادیشان را ادامه دهند؟ خب، جرمی کرد، مجازات شد، تمام شد دیگر. باید حتماً آبروریزی بشود؟>> ایشان تأکید کردند:<<البته مخاطب این حرف فقط قوه ی قضائیه نیست؛ مسئولان قوه، خارج قوه، رسانه ها مخاطبند.>> رهبر انقلاب افشاگری را فقط در مصادیق خاصی جایز دانسته بودند.

رهبر انقلاب در پاسخ به سؤال نماینده جنبش عدالتخواه در سال 90 تصریح کردند:

<<یکی از دوستان اشاره کردند که امیرالمؤمنین در فرمان خود به مالک اشتر فرموده اند که آدمrlm;های سوءاستفاده جو را رسوا کنید؛ شما گفته اید که افشاء نکنید. امیرالمؤمنین(علیه السّلام) نفرمودند موردی را که اثبات نشده، افشاء کنید. هیچ وقت چنین چیزی در بیان امیرالمؤمنین نیست، و این قطعاً از اسلام نیست. ما چطور چیزی را که اثبات نشده، به صرف اتهام، افشاء کنیم؟

ممکن است اینقدر حجم اتهام زیاد و وسیع باشد که یک عده ای به چشم یک امر قطعی و واقعی به آن نگاه کنند، اما هیچ پشتوانه ی استدلالی نداشته باشد، جائی ثابت نشده باشد. ما هیچ حجتی نداریم که این را بگوئیم. حتّی من در همان جلسه ای که اشاره کردند، از این بالاتر را گفتم. من گفتم حتّی جرمی که ثابت شد، اصل نباید بر افشای آن جرم باشد. بالاخره یک مجرمی است، یک غلطی کرده، مجازات هم میشود؛ خانواده ی او، فرزندان او، پدر و مادر او گناهی نکرده اند؛ ما چرا بیrlm;خود اینها را رسوا کنیم؟ مگر آنجائی که خود نفس افشاء کردن، یک مصلحت بزرگی داشته باشد. بله، یک جائی هست که نفس افشاگری در یک مسئله ی ثابت شده، مصلحتی دارد؛ آنجا ایرادی ندارد. این، منطق ماست. هیچ چیزی هم نه از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) و نه از هیچیک از ائمه ی هدی (علیهم السّلام) برخلاف این وجود ندارد. ما واقعاً حق نداریم افراد را به صرف گمان، متهم کنیم، مشهور کنیم؛ واقعاً جایز نیست؛ نه در سایت، نه در روزنامه، نه در تریبونrlm;های گوناگون. حیثیت افراد را باید حفظ کرد.>>

بیانات رهبری اگر چه کم rlm;کم خصوصاً با روندی که جریان عدالتخواه و دولت در پیش گرفته بود، فضای گفتمانی جامعه را تغییر داد اما همrlm;چنان در سطح کنشگران سیاسی با همان مشی گذشته مواجه بودیم. نام بردن احمدیrlm; نژاد از ناطق rlm;نوری و هاشمی در جریان انتخابات 88 که مورد نهی رهبری قرار گرفت و نیز منازعهrlm; ی احمدیrlm; نژاد با لاریجانی در مجلس پرده rlm;های مختلفی از همین فضای هویتی و همین منش جریان عدالتخواه بود. در همان دولت نهم به هم خوردن جلسه هاشمی در قم، در سالrlm;های بعد به هم خوردن جلسه سید حسن خمینی در حرم امام و پس از آن به هم خوردن جلسه لاریجانی در قم رقم خورد؛ مسئله rlm;ای که باز هم مورد نهی رهبری قرار گرفت. طبیعتاً در بسیاری از این موارد همه rlm;ی جریان عدالتخواه حامی چنین حرکتrlm; هایی نبود؛ حتی کیهان در خصوص برخی از این موارد در سرمقالهrlm; اش نقدهایی صریح مطرح کرد. با این همه اما بالاخره این اتفاقات در سایهrlm; ی حکمرانی یک فضای هویتی بود که رخ میrlm;داد؛ آن فضای هویتی در اصل کاملاً دینی بود و ریلrlm;گذاری rlm;اش را نیز مدیون رهبر انقلاب میrlm;دانست اما در ادامهrlm; ی راه دچار آسیبrlm;های جدی شده بود.

ماجرای سفارت انگلیس و عربستان، ماجرای تجمعrlm;های مختلف دانشجویان مقابل مجلس در خصوص دانشگاه آزاد و برجام و... که بعضاً مانند تجمع دانشگاه آزاد مورد تذکر رهبری قرار گرفت، همه و همه همان رویکرد گذشته را به ذهن متبادر میrlm;کرد و تمام اینها واقعاً آن چیزی نبود که رهبرانقلاب میrlm;خواست.

جریان انقلابی واقعاً نور چشم رهبری بود و رهبری بارها و بارها به حمایت تمام قد از این جریان برخواستند تا مبادا این جریان خاموش شود. ایشان در عین حال مدام به زبانrlm;های مختلف به ما تذکر میrlm;دادند؛ تذکرهایی که به نظر میrlm;رسد هیچrlm;گاه آنrlm;گونه که باید از سوی ما مورد توجه واقع نشد که اگر شده بود، زودتر از اینها با تحولی بنیادین مواجه میrlm;شدیم.

در همین سالrlm;ها مسئلهrlm; ی مهم دیگری که مطرح میrlm;شود، دعوای معروف وحدت و خلوص است. رهبر انقلاب تصریح میrlm;کنند:

<<یک سؤال دیگر این است که بعضی ها میrlm;گویند وحدت، بعضی ها میrlm;گویند خلوص؛ شما چه میrlm;گوئید؟ من میrlm;گویم هر دو. خلوص که شما مطرح میrlm;کنید - که ما بایست از فرصت استفاده کنیم و حالا که غربال شد، یک عده ای را که ناخالصی دارند، از دائره خارج کنیم - چیزی نیست که با دعوا و کشمکش و گریبان این و آن را گرفتن و با حرکت تند و فشارآلود به وجود بیاید؛ خلوص در یک مجموعه که اینجوری حاصل نمیrlm;شود؛ ما به این، مأمور هم نیستیم. در صدر اسلام، خوب، با پیغمبر اکرم یک عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابیّ بن کعب بود، عمار بود، کی بود، کی بود؛ اینها درجه ی اول و خالص ترینrlm;ها بودند؛ عده ای دیگر از اینها یک مقداری متوسطrlm; تر بودند؛ یک عده ای بودند که گاهی اوقات پیغمبر حتّی به اینها تشر هم میزد. اگر فرض کنید پیغمبر در همان جامعه ی چند هزار نفری - که کار خالص سازی خیلی آسانrlm;تر بود از یک جامعه ی هفتاد میلیونی کشور ما - میrlm;خواست خالص سازی کند، چه کار میrlm;کرد؟ چی برایش میrlm;ماند؟ آن که یک گناهی کرده، باید میrlm;رفت؛ آن که یک تشری شنفته، باید میرفت؛ آن که در یک وقتی که نباید از پیغمبر اجازه ی مرخصی بگیرد، اجازه ی مرخصی گرفته، باید میrlm;رفت؛ آن که زکاتش را یک خرده دیر داده، باید میrlm;رفت؛ خُب، کسی نمیrlm;ماند. امروز هم همین جور است. اینجوری نیست که شما بیائید افراد ضعاف الایمان را از دائره خارج کنید، به بهانه ی اینکه میrlm;خواهیم خالص کنیم؛ نه، شما هرچه میتوانید، دائره ی خلّصین را توسعه بدهید؛ کاری کنید که افراد خالصی که میتوانند جامعه ی شما را خالص کنند، در جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است. از خودتان شروع کنید؛ دور و بر خودتان، خانواده ی خودتان، دوستان خودتان، تشکل خودتان، بیرون از تشکل خودتان. هرچه میتوانید، در حوزه ی نفوذ تشکل خود، برای بالا آوردن میزان خلوصrlm;های فردی و جمعی تلاش کنید؛ که نتیجه ی آن، خلوص روزافزون جامعه ی شما خواهد شد. راه خالص کردن این است.>>

رهبرانقلاب در دیدار با اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی که نام هrlm;ای به رهبرانقلاب نوشته بودند نیز نکاتی مرتبط مطرح کردند. حتی به نظر میrlm;رسد در این سالrlm;ها مواجهه rlm;ی جریان انقلابی با دولت دهم نیز دچار این آسیب بود و در همان فضای هویتی معنا میrlm;شد. این البته الزاماً به معنای نادرست بودن تمام انتقادات مطرح در آن سالrlm;ها به دولتمردان نیست.

جالب آنکه بحثrlm; های رهبرانقلاب در خصوص جذب حداکثری از سال 86 است که آغاز میrlm;شود و به طور جدی بعد از سال 88 است که در چند نوبت مطرح میrlm;شود. نکتهrlm; ی جالب دیگر اینکه هم در دیدارهای مختلف دانشجویان با رهبرانقلاب، ایشان از جنبش دانشجویی گفتمانrlm; سازی به جای قضاوت کردن در خصوص افراد را مطالبه میrlm;کنند هم در سالrlm;های اخیر از محمود احمدیrlm; نژاد میrlm;خواهند روی گفتمان امام و انقلاب کار کند.

این جریان بالواقع یک جریان است؛ آسیبrlm;هایی که با آن مواجه شده کاملاً یکی است، تذکرات رهبری بدان یکی است و حتی تجویزها و دستورات رهبری به آن نیز در مشابهت کامل به سر میrlm;برد.

رهبرانقلاب در سال 87 خطاب به دانشجویان شیراز که از برخوردهای قوه قضائیه گلایه داشتند، تصریح کردند:<<شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتی پرچم را بلند کردید، آن کسی که مجری است، آن کسی که در محیط اجراء میrlm;خواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را میrlm;کنند.>>

نکته کلیدیrlm; ای که در توصیه رهبرانقلاب به محمود احمدیrlm; نژاد مبنی بر مصلحت نبودن حضور او در انتخابات آتی مطرح میrlm;شود نیز شکل گرفتن دوقطبی در کشور است. به این ترتیب نه تنها محمود احمدیrlm; نژاد بلکه هر کسی بخواهد در آن پارادایم سابق و با آن مدل از سوی اصولگرایان به میدان بیاید و به مواجهه با رقیب برخیزد، از نظر رهبر انقلاب حضورش به صلاح نیست. وقتی علت حکمِ رهبری را میrlm;دانیم و خودشان بدان تصریح کرده rlm;اند، همانrlm;گونه که در فقه گاه از فهم علت یا قواعد حاکم بر احکام، به احکامی جدید دست میrlm;یازیم، در اینجا نیز به سادگی در میrlm;یابیم که رهبری دوقطبی و اساساً آن فضا و مناسبات را نمیrlm;خواهند؛ چه از سوی احمدیrlm; نژاد باشد چه غیر او. اساساً مسئله rlm;ی رهبری در اینجا فرد نیست؛ مسئله همان جریان هویتی است. آن جریان هویتی نباید به خطاهای گذشته rlm;اش ادامه دهد.

بعد از این نقد تفصیلی به خود، اکنون نوبت آن است که بپرسیم اگر این جریان هویتی نباید باشد، پس کدام جریان هویتی باید جایگزین شود؟ آیا باید عدالتخواهی را کنار گذاشت و به مسامحهrlm; کاری و محافظهrlm; کاری روی آورد و گفت اصلاً عدالتخواهان تا کنون اشتباه میrlm;کرده rlm;اند و جریان مقابلِ آنان راست میrlm;گفته؟! واضح است که پاسخ منفی است. همین جریان هویتی به واسطهrlm; ی زنده کردن گفتمان امام و انقلاب بارها و بارها مورد تمجید رهبری قرار گرفته.

پس راه rlm;حل، پشیمان شدن از اصل عدالتخواهی، دلسردی یا روی آوردن به مسامحهrlm; گرایی و محافظه rlm;کاری نیست. با این توضیح پرسش پیش rlm;گفته همچنان رخ میrlm;نمایاند: راه rlm;حل بالواقع چه میrlm;تواند باشد؟

رهبرانقلاب در بعد ایجابی فرمایشاتی دارند که باید امروز مورد بازبینی دقیق قرار گیرد؛ خصوصاً آنجا که از ابعاد مکتب امام و پیوند اخلاق و عدالت سخن میrlm;گویند. ایشان همچنین در بیانات اخیر انقلابیrlm;گری را امری دارای تشکیک دانستند و شاخصه rlm;هایی برای آن برشمردند. رهبر انقلاب تمامی جریانات و احزاب داخل کشور را به عنوان پدری پیر در حکم فرزند خود تلقی میrlm;کنند؛ حتی اگر این جریانات، مذاکرهrlm; کنندگان دولت یازدهم باشند که مورد نقد جریان انقلابی قرار دارند و نقدهای بسیاری نیز به آنان وارد است. رهبر انقلاب خود بیش از آنکه بخواهند به مواجهه با افراد برخیزند، میrlm;کوشند تا گفتمان را پیش ببرند و فضای گفتمانی را به گونهrlm;ای دنبال کنند که آن گفتمان میدانrlm;دار شود. در واقع توصیه rlm;ای که ایشان به جنبش دانشجویی داشتند را پیش از همه خود دارند اجرا میrlm; کنند و درصدد توسعه rlm;ی دایرهrlm; ی خلّصین با همین اصول هستند.

وقتی از این منظر نگاه میrlm;کنیم، اصلیrlm; ترین رسالت ما هیچrlm;گاه نقد رقیب نخواهد بود، بلکه همواره اصلیrlm; ترین رسالت خود را طرح گفتمان ایجابی و ادبیات رو به جلو تلقی خواهیم کرد. نقد باید در کشور باشد و هیچrlm;کس ضرورت وجود نقد را انکار نمیrlm;کند اما اگر تمام رسالت خود در کشور را خرده rlm;گیری از جریان مقابل بدانیم و به جای گفتمانrlm; سازی، گفتمان@rlm;بازی کنیم، اگر هیچ حرف رو به جلو و نویی نداشته باشیم و مدام ایراد گرفتن از این و آن هنرمان باشد، باید باور کنیم آن چیزی که رهبر انقلاب میrlm;خواهند و مطالبه میrlm;کنند نبوده و نیستیم. در چنین حالتی باید بپذیریم مطالبه رهبری را نفهمیدهrlm;ایم و حق ولایتمداری را آنrlm;گونه که آن عزیز طلب میrlm;کند، به جا نیاوردهrlm;ایم؛ و چقدر دردناک است اینکه در این میان برخی دوستان سابق تا نظرشان را متفاوت از نظر معظمrlm; له میrlm;بینند، به جای آنکه خویشتن را کنار بگذارند و بکوشند آنچه او میrlm;خواهد را فهم کنند، به ایشان خرده میrlm;گیرند و انواع و اقسام نسبتrlm;ها را متوجه ایشان میrlm;نمایند. آیا این مظلومیت نیست؟

امروز نقطه عطفی هویتی را شاهدیم که سهم اخلاق و عدالتخواهی را یکجا ادا میrlm;کند. هویت جدید که باید پرچمدار انتخابات آتی باشد، سیاسیrlm;کار و سیاستrlm;زده نیست؛ اگر چه نقد برجام و اقتصاد میrlm;کند اما تمام دلخوشی و حرفrlm;هایش برای مردم هیچrlm;گاه نقد برجام و نقد معضلات اقتصادی نیست؛ این جریان هویتی همه را سرباز انقلاب میrlm;خواهد و با منشی نو عدالتخواهی را بدون آسیبrlm; های گذشته rlm;اش بازتعریف خواهد کرد. این جریان هویتی مسامحهrlm; کار نخواهد بود.

رهبر انقلاب تصریح دارند:<<بسیج بابصیرت است، اما ازخودراضی نیست؛ بسیج اهل جذب است - گفته ایم جذب حداکثری - اما اهل تسامح در اصول نیست؛ بسیج غیور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسیج طرفدار علم است، اما علم زده نیست؛ بسیج متخلق به اخلاق اسلامی است، اما ریاکار نیست؛ بسیج در کار آبادکردن دنیاست، اما خود اهل دنیا نیست.>>

تواضع و سیرهrlm; ی پیامبرانه، منش این جریان هویتیِ جدید خواهد بود. نقدهای این جریان هویتی دلسوزانه و به قصد اصلاح است نه کینه rlm;توزانه و به قصد خانه rlm;خراب کردن! این جریان وحدت را میrlm;خواهد اما وحدت حول اصول و برنامه rlm;ها نه وحدت حول سهمیه rlm;ها که دست آخر بازگشتی به راستrlm;گرایی، محافظهrlm; کاری و مسامحه rlm;گرایی قلمداد شود. این جریان هویتی باید همانrlm;گونه که گوشش برای شنیدن تأییدها و حمایت rlm;های رهبری نسبت به خود و نقدها نسبت به طرح مقابل باز است، تذکرات رهبری را نیز با حساسیت بشنود تا بار دیگر دچار آسیب نشود.

این جریان هویتی، در این مقطع، کشور را به طور جدی یک گام بزرگ به سمت دولت اسلامی و جامعه اسلامی به پیش خواهد برد و این آن چیزی است که رهبر انقلاب میrlm;خواهند. هر کس که تا پیش از این جزو پرچمداران جریان هویتی سابق به شمار میrlm;آمده هم در صورتی میrlm;تواند نقش جدیدی در کشور ایفا کند که این تحول را فهم کند. مسئله اشخاص نیستند؛ مسئله گفتمان و رویکردهاست.

سخن آخر:

پس از این همه اکنون باید گفت رهبرانقلاب به راستی کشتیrlm;بانی صبور، اندیشمند و انقلابی برای کشور بودهrlm; اند. چنین رهبری را باید به راستی ارج نهاد و تدبیر عمیقش را به جدالی سطحی و سیاستrlm;زده فرونکاهید. ایشان، کشتی انقلاب را به مقصد تمدن بزرگ اسلامی و آمادگی برای عصر ظهور حضرت حجت(عج) پیش میrlm;برند. اگر ادعای سربازی داریم واقعاً باید سرباز باشیم. اینقدر خودمطلقrlm; انگاری در جریانات مختلف سیاسی و اضلاع گوناگون اصولگرایی اجازهrlm; ی فهم جایگاه والای تدبیر رهبری نمیrlm;دهد. چه غمrlm; انگیز است این روزها و حتی بعد از درس خارج رهبر انقلاب که هدف از آن پایان دادن به اختلافات و جدالrlm; ها بود، برخی باز به بهانه rlm;هایی نو در کوس اختلاف میrlm;دمند و بعد ادعای ولایتمداری نیز میrlm;کنند. چه خوب است به جای اینکه مدام از خود و رویکردمان دفاع کنیم، هر بار که سخنان جدیدی از ایشان منتشر میrlm;شود، خود را با آن سخنان عیار کنیم و به نقد بنشینیم؛ واقعاً ببینیم همان که ولیّ میrlm;خواهد هستیم یا در سیاست به جای توجه به خدای متعال و آرمانrlm;های انقلاب گرفتار بُتِ نفس خویش و حزب خویش و جریان و تشکل خویشیم.

برچسب: نویسنده: آرتین حبیبی تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 14:19

صفحه بندی